علم ریاضیات
ر
ریاضیات عموما مطالعه الگوی ساختار، تحول، و فضا تعریف شده است؛ بصورت غیر رسمی تر، ممکن است بگویند مطالعهاعداد و اشکال است.تعریف ریاضیات بر حسب وسعت دامنة آن و نیز بسط دامنة فکر ریاضی تغییر کرده است.
ریاضیات زبانی خاص خود دارد،که در آن به جای کلمات و علائم نقطه گذاری از اعداد و نمادها استفاده میشود. در منظر صاحبان فکر، تحقیق بدیهیات ساختارهای مجرد تعریف شده، با استفاده از منطق و نماد سازی ریاضی میباشد.
نخستین اعداد ثبت شده خطوطی بودند که روی یک چوب کشیده میشدند،که اصطلاحا آنها را چوبخط مینامیدند.این خطوط به شکل دسته های کوچک دو یا پنج تایی کشیده میشدند.سرانجام به این دسته ها نمادهای خاصی اختصاص داده شد(5،2 و غیره)و یک دستگاه حساب ایجاد شد.
ریاضیدانان نمادهای خاصی را به جای کلماتی از قبیل به اضافه و مساوی است با وضع کردند،همچنین کلمات خاصی را برای بیان مفاهیم جدید ابداع کردند.
چنانکه زمانی آن ار علم عدد ، زمانی علم فضا ، گاه علم کمیات ، و زمانی علم مقادیر متصل و منفصل خوانده اند.ریاضیات درباره حساب ، هندسه ، جبر و مقابله بحث می کند که ما در اینجا به سراغ تاریخ هر یک از آنها می رویم.
ساختارهای بخصوصی که در ریاضیات مورد تحقیق و بررسی قرار میگیرند اغلب در علوم طبیعی منشاء دارند، و بسیار عمومی در فیزیک، ولی ریاضیات ساختارهای دلایلی را نیز بررسی می نماید که بصورت خالص در مورد باطن ریاضی است، زیرا ریاضیات می توانند برای مثال، یک عمومیت متحد شده را برای زیر-میدانهای متعدد، یا ابزارهای مفید را برای محاسبات عمومی، فراهم نماید. در نهایت، ریاضیدانان بسیاری در مورد مطالبی که مطالعه می نمایند که منحصرا دلایل علمی محض داشته، ریاضیات را بصورت هنری برای پروراندن علم، صرف نظر از تجربی یا کاربردی، می نگرند.
حساب ، علم اعداد است. واژه انگلیسی حساب ، از کلمه ای یونانی به معنای اعداد گرفته شده است.
در آغاز شهرنشینی ، انسان گوسفندان ، گاوها و سایر حیوانات خود را با انگشتانش می شمرد. در واقع کلمة دیژیت که برای شمارش اعداد از 0 تا 9 به کار می رود، از یک کلمة لاتین به معنای انگشت گرفته شده است.
بعدها انسان با علامت زدن روی چوب یا درخت ، اشیاء را می شمرد. اما این روش به زودی جای خود را به استفاده از علامتهایی باری هر یک از اعداد داد.
هندسه مطالعه انواع مختلف اشکال و خصوصیات آنهاست. همچنین مطالعه ارتباط میان اشکال ، زوایا و فواصـل است.
ریاضیات عموما مطالعه الگوی ساختار، تحول، و فضا تعریف شده است؛ بصورت غیر رسمی تر، ممکن است بگویند مطالعهاعداد و اشکال است.تعریف ریاضیات بر حسب وسعت دامنة آن و نیز بسط دامنة فکر ریاضی تغییر کرده است. ریاضیات زبانی خاص خود دارد،که در آن به جای کلمات و علائم نقطه گذاری از اعداد و نمادها استفاده میشود. در منظر صاحبان فکر، تحقیق بدیهیات ساختارهای مجرد تعریف شده، با استفاده از منطق و نماد سازی ریاضی میباشد.
نخستین اعداد ثبت شده خطوطی بودند که روی یک چوب کشیده میشدند،که اصطلاحا آنها را چوبخط مینامیدند.این خطوط به شکل دسته های کوچک دو یا پنج تایی کشیده میشدند.سرانجام به این دسته ها نمادهای خاصی اختصاص داده شد(5،2 و غیره)و یک دستگاه حساب ایجاد شد.
ریاضیدانان نمادهای خاصی را به جای کلماتی از قبیل به اضافه و مساوی است با وضع کردند،همچنین کلمات خاصی را برای بیان مفاهیم جدید ابداع کردند.
چنانکه زمانی آن ار علم عدد ، زمانی علم فضا ، گاه علم کمیات ، و زمانی علم مقادیر متصل و منفصل خوانده اند.ریاضیات درباره حساب ، هندسه ، جبر و مقابله بحث می کند که ما در اینجا به سراغ تاریخ هر یک از آنها می رویم.
ساختارهای بخصوصی که در ریاضیات مورد تحقیق و بررسی قرار میگیرند اغلب در علوم طبیعی منشاء دارند، و بسیار عمومی در فیزیک، ولی ریاضیات ساختارهای دلایلی را نیز بررسی می نماید که بصورت خالص در مورد باطن ریاضی است، زیرا ریاضیات می توانند برای مثال، یک عمومیت متحد شده را برای زیر-میدانهای متعدد، یا ابزارهای مفید را برای محاسبات عمومی، فراهم نماید. در نهایت، ریاضیدانان بسیاری در مورد مطالبی که مطالعه می نمایند که منحصرا دلایل علمی محض داشته، ریاضیات را بصورت هنری برای پروراندن علم، صرف نظر از تجربی یا کاربردی، می نگرند.
حساب ، علم اعداد است. واژه انگلیسی حساب ، از کلمه ای یونانی به معنای اعداد گرفته شده است.
در آغاز شهرنشینی ، انسان گوسفندان ، گاوها و سایر حیوانات خود را با انگشتانش می شمرد. در واقع کلمة دیژیت که برای شمارش اعداد از 0 تا 9 به کار می رود، از یک کلمة لاتین به معنای انگشت گرفته شده است.
بعدها انسان با علامت زدن روی چوب یا درخت ، اشیاء را می شمرد. اما این روش به زودی جای خود را به استفاده از علامتهایی باری هر یک از اعداد داد.
هندسه مطالعه انواع مختلف اشکال و خصوصیات آنهاست. همچنین مطالعه ارتباط میان اشکال ، زوایا و فواصـل است.
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۵ ساعت 8:36 AM توسط طاهر رشیدیان
|
استفاده می شود. لذا می توان گفت: 




است. یک رادیان اندازه زاویه مرکزی مقابل به کمانی از دایره است که طول کمان روبرو به آن برابر شعاع دایره است.
رادیان است و زاویه نیم صفحه برابر
رادیان است. و لذا:
که در آن P محیط دایره است.
برابر s و شعاع دایره r باشد آنگاه اندازه زاویه تتا بر حسب رادیان را می توان با یک تناسب ساده چنین محاسبه کرد: 
محیط دایره است چند رادیان است؟
باشد آنگاه اندازه زاویه برابر است با
باشد اندازه زاویه چقدر می شود؟ 
را در دایره در نظر بگیرید: 








. 
محاسبه میشود.اگر این فرمول را درفرمول
بدست می آید: 






که در آن a طول و b عرض مزکز دایره است و R شعاع دایره است.
دارند و هر یک از آنها در هر ضلع، با یک زاویه دیگر، و تنها با همان زاویه، ضلع مشترک دارد، و هیچ دو زاویه ای در کی
و
باشند و مجموع فاصله ها،
، با
نمایش داده شود، آنگاه مختصات نقطه ای چون
واقع بر بیضی در معادله زیر صدق می کند : 

یعنی
، از ضلع سوم یعنی
بزرگتر است، عبارت
در
مثبت است و ریشه دوم حقیقی مثبت دارد که با
نمایش داده می شود،
پس 
نشان می دهد که این
،
،
و
قرار دارد. نقاط تقاطع این خم با محورها عبارتند از :
و
. خم هر یک از محورها را با زاویه
قطع می کند زیرا
در
،
برابر با صفر و در
،
برابر با بی نهایت است.
در
صدق کند. حال عکس این مطلب را ثابت می کنیم. فرض کنیم
در
صدق کند آنگاه : 


به بازه
محدود می شود، مقدار
بین
قرار می گیرد و لذا هم
مثبت است و هم
،چرا که هر دو بین
هستند پس 
از
کمتر است. قطر بزرگ بیضی پاره خط به طول
بین نقاط تقاطع بیضی با محور
،
را نصف طول قطر بزگ و عدد
است و اقطارشان با محورهای مختصات موازی اند 


، فاصله مرکز بیضی با هر یک از کانون ها، در این معاده به چشم نمی خورد ولی 
تغییر دهیم،شکل بیضی های حاصل تغییر خواهد کرد. وقتی
(یعنی
) این بیضی ها مستدیر هستند و وقتی به مقدار
) بیضی به صورت پاره خط
در می آید که دو کانون را به هم می پیوندد.
را خروج از مرکز بیضی می نامند. این عدد از صفر تا یک تغییر می کند و میزان اختلاف شکل بیضی با
و
موسوم به کانون ها و مقدار ثابت
بر هذلولی واقع است اگر و تنها اگر: 

قرار گرفته است. لذا می توان در اولی نوشت
، پس: 



منفی است زیرا تفاضل دو ضلع مثلث
از ضلع سوم کوچکتر است یعنی
. لذا
مثبت است و یک ریشه ی دوم حقیقی مثبت دارد که آن را با

و
از روابط زیر به دست می آیند: 

یا در سمت راست خط
)، یا در سمت چپ خط
).
و اگر در سمت چپ
برقرار است.
دو مجانب دارد که عبارت اند از خط های
. 

، مشاهده می شود که: 
، به صفر میل می کند، فاصله ی عمودی بین نقاط هذلولی و خط
نیز به صفر میل می کند. بنابراین از بندهای (الف) و (ب) نتیجه می شود که خط
نیز مجانب این هذلولی است. 






و
و توجه به این مطلب که معادلات حاصل بر حسب مختصات پریم دار به صورت زیراند به دست آورد: 
نشان میدهند. ضرب داخلی در یک فضای برداری حقیقی از چهار ویژگی مهم تبعیت میکند.فرض کنید u،vوهمچنین w سه بردار و
یک اسکالر باشدآنگاه:
و برابر صفر است هرگاه v=0 باشد.







